ترکیب هلیوم–نئون، انتخابی حرفهای برای ارتقای دقت اپتیکی و کالیبراسیون پیشرفته؛ ارائهشده با کیفیت تضمینشده توسط سپهر گاز کاویان.02146837072-09120253891
لیزرهای هلیوم-نئون (هِلیوم-نئون) به عنوان نخستین گازی که موفق به ایجاد تابش همدوس شد، جایگاهی اسطورهای در تاریخ علم اپتیک و فوتونیک دارند. این دستگاهها که بر اساس یک مخلوط گازی در یک لوله تخلیه الکتریکی کار میکنند، به دلیل پایداری فرکانسی بالا، خروجی همفاز (همدوس) و طول موج مشخص (معمولاً ششصد و سی و دو ممیز هشت دهم نانومتر در ناحیه قرمز مرئی)، به ابزاری استاندارد در آزمایشگاههای فیزیک، اندازهگیریهای دقیق مهندسی و به ویژه در قلب فرآیندهای کالیبراسیون تبدیل شدند. درک عملکرد این ترکیب، درک پایهای از چگونگی عملکرد هر لیزر گازی دیگر است و کاربرد آن در مترولوژی، عمق نفوذ آن را در علم اندازهگیری نشان میدهد.
فیزیک پایه و مکانیسم عمل لیزر هلیوم-نئون
موفقیت لیزر هلیوم-نئون مدیون برهمک
نش ظریف بین دو گاز نجیب است: هلیوم (He) و نئون (Ne). این ترکیب یک سیستم فعال برای وارونگی جمعیت فراهم میکند که پیشنیاز اساسی برای تشدید نور و تقویت آن در یک لیزر است.
نقش هلیوم: نقش انتقالدهنده انرژی
هلیوم در این ترکیب نقش یک واسطه یا پمپ انرژی را ایفا میکند. با اعمال ولتاژ بالا به الکترودهای لوله، یک تخلیه الکتریکی (پلاسما) ایجاد میشود. الکترونهای پرانرژی آزاد شده در این پلاسما، با اتمهای هلیوم برخورد کرده و آنها را به سطوح انرژی بالاتری برانگیخته میکنند. این سطوح برانگیخته در هلیوم از نظر انرژی به سطوح خاصی از اتم نئون بسیار نزدیک هستند. این نزدیکی سطوح انرژی به هلیوم اجازه میدهد تا انرژی خود را به طور مؤثر از طریق فرآیندی به نام برخورد تبادلی رزونانسی به اتمهای نئون منتقل کند.
نقش نئون: تولید نور لیزری
پس از دریافت انرژی از هلیوم، اتمهای نئون به سطوح انرژی برانگیخته خاصی میرسند. در نئون، چندین انتقال الکترونی وجود دارد که میتوانند منجر به تولید نور لیزری شوند. مهمترین این انتقالها، جهشی از سطح انرژی چهارم به سطح دوم است که در انرژی معادل یک ممیز نهاد و شش دهم الکترون-ولت رخ میدهد و نوری با طول موج ششصد و سی و دو ممیز هشت دهم نانومتر ساطع میکند. این سطح انرژی دوم یک سطح شبهمتاست است، به این معنی که نرخ واپاشی آن کند است، که این امر به انباشت اتمها در این سطح کمک کرده و وارونگی جمعیت لازم برای لیزر را در این سطح تقویت میکند.
تخلیه یا پایان سیکل
پس از ساطع شدن فوتون لیزری (گسیل القایی)، اتمهای نئون به سطوح پایینتر انرژی میروند. در نهایت، اتمهای نئون از طریق برخورد با دیوارههای لوله یا تبادل انرژی با هلیوم به حالت پایه برمیگردند و سیکل دوباره آغاز میشود.
طراحی و اجزای حیاتی دستگاه
یک لیزر هلیوم-نئون یک سیستم اپتیکی-مکانیکی پیچیده است که طراحی دقیق آن برای دستیابی به توان و پایداری مورد نیاز حیاتی است.
لوله تخلیه و ترکیب گازها
لوله اصلی که محل برهمکنش گازها است، معمولاً از جنس شیشه کوارتز یا پیرکس ساخته میشود. نسبت اختلاط گازها برای بهینهسازی عملکرد بسیار مهم است. نسبت معمول، حجمی حدود ده تا دوازده واحد هلیوم به یک واحد نئون است. این نسبت بالا تضمین میکند که انرژی به طور مؤثری به نئون منتقل شود. همچنین، فشار کلی گاز داخل لوله باید در یک محدوده باریک (معمولاً بین صفر ممیز پنج تا دو تور) کنترل شود، زیرا فشار بیش از حد باعث خاموشی تخلیه شده و فشار کم، نرخ برخوردها را کاهش میدهد.
تشدیدگر نوری
هسته اصلی هر لیزری، تشدیدگر نوری است که از دو آینه تشکیل شده است:
- آینه تمام بازتابنده: این آینه در یک انتهای لوله قرار دارد و تقریباً صد درصد نور ورودی را بازتاب میدهد.
- آینه خروجی: این آینه در انتهای دیگر قرار دارد و بخشی از نور (معمولاً یک تا پنج درصد) را به بیرون اجازه عبور میدهد تا پرتو لیزر تشکیل شود، در حالی که مابقی نور را به داخل حفره بازمیگرداند تا تقویت ادامه یابد.
طول این تشدیدگر باید با دقت بسیار بالایی تنظیم شود، زیرا فاصله بین آینهها طول موجهای مجاز (مودهای طولی) را تعیین میکند. برای لیزر ششصد و سی و دو ممیز هشت دهم نانومتر، پایداری طول باید در حد نانومتر باشد تا فرکانس خروجی ثابت بماند.

اپتیک لیزر هلیوم-نئون و کاربردهای اندازهگیری اولیه
پرتو لیزر هلیوم-نئون دارای خصوصیات منحصر به فردی است که آن را برای ابزارهای اپتیکی بسیار کارآمد میسازد:
همدوسی فضایی و زمانی
یکی از بزرگترین مزایای لیزر هلیوم-نئون، همدوسی بالای آن است. همدوسی فضایی (توزیع یکنواخت فاز در صفحه پرتو) و همدوسی زمانی (پایداری فاز در امتداد پرتو) به این پرتو اجازه میدهد تا برای مدت زمان طولانی بدون اتلاف قابل توجه، روی یک نقطه متمرکز شود. این ویژگی در اپتیک به معنای کیفیت پرتو بسیار بالا است.
تداخلسنجی
اصلیترین کاربرد لیزر هلیوم-نئون در اپتیک پایه، استفاده از آن به عنوان منبع نور در دستگاههای تداخلسنجی است. در یک تداخلسنج مایکلسون، پرتو لیزر به دو پرتو تقسیم میشود که یکی مرجع و دیگری پرتو اندازهگیری است. هنگامی که این دو پرتو دوباره ترکیب میشوند، تداخل آنها الگوهای روشن و تاریکی (نوارهای تداخلی) ایجاد میکند. تغییرات کوچک در طول مسیر یکی از پرتوها، باعث جابجایی این نوارها میشود. از این خاصیت برای اندازهگیری بسیار دقیق جابجاییها، ارتعاشات و تغییرات ضریب شکست مواد استفاده میشود.
هولوگرافی
پیش از ظهور لیزرهای حالت جامد پرتوانتر، لیزر هلیوم-نئون ابزار اصلی برای ثبت هولوگرام بود. ویژگی همدوسی زمانی کافی آن (که تعیینکننده عمق قابل ثبت است) امکان ضبط و بازسازی اطلاعات سه بُعدی نور را فراهم میساخت.
نقش حیاتی در کالیبراسیون دقیق و مترولوژی
جایی که لیزر هلیوم-نئون واقعاً درخشید، در علم مترولوژی (اندازهشناسی) و استانداردسازی ابزارهای اندازهگیری بود. این لیزر به دلیل خروجی تکرنگ (تکفرکانس) و پایداری قابل دستیابیاش، به عنوان یک استاندارد ثانویه برای تعریف طول و فاصله عمل میکرد.
استاندارد طول و کالیبراسیون مترولوژیک
در بسیاری از کشورهای پیشرفته، لیزرهای هلیوم-نئونی که فرکانس آنها با استفاده از اثرات اتمی (مانند جذب اتمی استرونتیوم یا متان) به یک استاندارد فرکانسی بسیار پایدار (مانند استاندارد سزیم) قفل شده بودند، به عنوان مرجع اولیه طول عمل میکردند. طبق تعریف طول موج، طول موج برابر است با سرعت نور تقسیم بر فرکانس، که در آن سرعت نور ثابت و f فرکانس لیزر است. اگر فرکانس لیزر با دقت بسیار بالایی قفل شود، میتوان طول موج آن را با دقت فوقالعادهای تعیین کرد. این طول موج به عنوان یک «میله اندازهگیری نوری» برای کالیبره کردن ابزارهای پیچیدهتر مانند تداخلسنجهای الکترونیکی و اندازهگیرهای دیجیتال فاصله استفاده میشود.
کالیبراسیون طیفسنجها
در علم طیفسنجی، نیاز است که دستگاههای اندازهگیری طیف نوری، طول موجهای دریافتی را به درستی بر حسب نانومتر گزارش دهند. لیزر هلیوم-نئون با طول موج مشخص ششصد و سی و دو ممیز هشت دهم نانومتر (در شرایط استاندارد)، به عنوان یک نقطه مرجع کالیبراسیون در ناحیه قرمز طیف مورد استفاده قرار میگیرد. با تاباندن پرتو لیزر به طیفسنج و تنظیم آن تا رسیدن به حداکثر شدت، میتوان نقطه مرجع لازم برای رسم منحنی کالیبراسیون دستگاه را به دست آورد.
پایداری فرکانس و اثرات محیطی
دستیابی به کالیبراسیون دقیق مستلزم غلبه بر نوسانات محیطی است. تغییرات دما و فشار بر ضریب شکست هوا تأثیر میگذارد که مستقیماً بر طول موج مؤثر لیزر (که در هوا اندازهگیری میشود) اثر میگذارد. به همین دلیل، لیزرهای کالیبراسیون پیشرفته در داخل محفظههای خلأ یا محفظههایی با کنترل دقیق دما و فشار قرار داده میشوند تا از تغییرات محیطی جلوگیری شود و پایداری فرکانس در حد بسیار بالا حفظ گردد.


بدون دیدگاه